تبليغاتX
گل دختر

گل دختر

یک دختر طلبه

.

لا اله الا الله

حالا اگه گذاشتن روزه مون رو بگیریم . مجبور شدم بشکنمش . حضرات می فرمایند که روزه سکوت در اسلام حرام است... ببخشید در وبلاگ هم حرام هست؟!

برادر من ، خواهر من ... اون عینک فقه و اصول و منطقت رو کنار بذار . اینجا وبلاگ هست . یه محیط خودمونی که پر هست از کنایات و اشارات . روزه سکوت فقط یک نماد هست . چیه فکر کردید میخوام یک ماه لام تا کام حرف نزنم؟! اصلا از یک گل دختر بعیده!!!

روزه سکوت می تونه نماد سکوت از غیبت و تهمت و سخنان لغو باشه .

   می تونه نماد سکوت فکری و پر نکشیدن قوه خیال به هر ناکجا آباد باشه .

     می تونه نماد خلوت با خدا باشه تو این ماه مبارک که از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟!

        می تونه نماد مرخصی استعلاجی برای یه وبلاگ نویس باشه .

           می تونه نماد اوج مشغولیت و اسباب کشی و برو بابا بلاگفا با این سرویس دادنت باشه.

               می تونه سکوت از رضایت نباشه ، دله اهل شکایت نباشه .

                  می تونه به قول یه نویسنده انگلیسی جواب غیر قابل پاسخ باشه .

                      می تونه راه رسیدن به فریاد باشه ، گر سکوت خویش را می داشتم /زندگی پر بود از فریاد من .

                          می تونه اوج فریاد باشه .

آهاااااای

 

اینم به یک زبان دیگه:

تعلم تعلم و اصمت تسلم

تحصیل علوم کن تا عالم شوی و کمتر حرف بزن تا سالم بمانی .

(حضرت امیر علیه السلام )

 

لاتتکلمن فیما یعنیک حتی تری للکلام موضعا

تا زمانی که برای کلامت موقعیت پیدا نکردی از سخن گفتن خودداری کن .

( امام حسین علیه السلام )

 

النوم راحه للجسد و النطق راحه للروح و السکوت راحه للعقل

خواب آسایش بدن است و سخن آسایش جان و سکوت آسایش عقل و خرد است .

( اما جعفر صادق علیه السلام )

 

ان الصمت باب من ابواب الحکمه

سکوت و خاموشی خود یکی از راه های تحصیل علم و حکمت به شمار می آید .

( امام رضا علیه السلام )

 

ان الصمت یکسب المحبه انه دلیل علی کل خیر

سکوت و خاموشی باعث جلب محبت دیگران و خود راهنمای تمام خوبی ها است .

( امام رضا علیه السلام )

* * * * * * * * * *

...و اگر وبلاگ گران بودیم رفتیم از بلاگفا . کفاره روزه ام هم دادم . انتقال 62 تا مطلب از پرشین بلاگ و بلاگفا به پارسی بلاگ .

اینجا که گلنظراتتون رو مرقوم کردید و بعد اونجا تشریف بردید واونجا هم مرقوم فرمودید می تونید طعم شیرین روزه سکوت رو بچشید .

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط گل دختر  | 

انی اصوم للرحمن صوما

روزه سکوت میگیرم در رمضان

قربت الی الله

زولبیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط گل دختر  | 

زنان بی ادعا

به مناسبت هفته دفاع مقدس  به دنبال زندگی نامه  تنی چند از بانوان مبارز بودم  که در اینجا اسامی و مشخصات زنان نمونه که در هفته زن توسط رئیس جمهور مورد تقدیر قرار گرفتند را یافتم . قبلش قصد داشتم در باب جهاد زن که تازگی تحقیقی در این مورد داشتم و کشفیدم که جهاد زن به دور از ذهن نیست قلم برانم ، اما با دیدن خلاصه زندگی نامه این زنان نمونه که نماینده هزاران بانوی نمونه دیگر هستند ؛ بهتر دیدم که نمونه بانوان نستوه در عرصه های پرستاری از مجروحین جنگی و مراقبت از همسر جانباز و تربیت فرزندان مومن و موفق و بعضا حضور در جبهه و عرصه های نظامی را با مباحث تئوری جهاد زن در نیامیزم . هر چند حق آن مطلب نیز محفوظ است و با اینکه جهاد بر زن واجب نیست اما شرکت او در مبارزات و طرح ریزی برنامه های جنگ حرام نیست چنان که نمونه هایی هم در صدر اسلام داشتیم . نظیر ام عطیه که در هفت غزوه شرکت داشته است .

بانوان زیر فقط نمونه هایی از زنان نمونه هستند . دوستی داشتم فرزند شهید که الان دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه تهران وحافظ قرآن هست ؛ جنازه پاک پدرش حدود 5 سال پیش پیدا شده بود و مادری صبور و مقاوم داشت که هم دبیر بود و هم مادری مهربان و پدری فداکار . واقعا اسوه صبر بود و از این اسوه ها کم نیست .

انتظار نمی ره که همه مطالب زیر را بخوانید ؛ فقط نگاهی اجمالی به سه تای آنها کافی است تا زبان به سپاس از این زنان زمان باز کنید .

اینانند زنان بی ادعا...

 

***مبارز نستوه و پرستار خسته ناپذیر جبهه های جنگ( سپاه پاسداران انقلاب اسلامي)
*
خانم فرشته ولویون

-
دکترای آموزش بهداشت
-
همسر شهید والامقام دکتر مصطفی شهید زاده
-
مبارز در رژیم منحوس پهلوی
-
فعال در عرصه های علمی – فرهنگی – اجتماعی – سیاسی
-
مؤسس کمیته پزشکی در جهاد سازندگی
-
پرستار مجروحین جنگی در بیمارستانهای صحرايی جبهه جنوب و شرکت در شفیت های 48 و 72 ساعته بیمارستان طالقانی آبادان
-
مؤسس تیم های پشتیبانی خواهران در پشت جبهه
-
مسئول اعزام پزشکان به مناطق عملیاتی و سرگروه اعزام به خط مقدم با گروه پزشکی
-
حضور فعال درعرصه بازسازی خرابی های ناشی از جنگ و تشکیل مدیريتهاي قوی در اداره درمان وزارت بهداشت و بیمارستانها
-
دارای پست های متعدد مدیریتی از جمله سوپروایزر آموزش بیمارستان بقیه ا... - مدیریت مرکز مشاوره دانشگاه - مدیریت اطلاع رسانی دانشگاه – مدیریت ساماندهی آموزش و پژوهش دفتر امور زنان سپاه و غیره

 

***اسوه شجاعت و دلاوری، اولین بانوی خلبان هواپیمایی جت در ایران، مادر و همسر نمونه (وزارت راه و ترابری)
*
خانم شهلا ده بزرگی


-
خواهر شهید غلامرضا ده بزرگی
-
خلبان سازمان هواپیمایی کشور
-
دارای گواهینامه خلبانی بازرگانی
-
دارای درجه ریتنیگ معلم خلبانی درجه 1
-
دارای درجه ریتینگ پرواز با دستگاه ریتینگ اینسترامت
-
اخذ تایپ هواپیمایی جت فاکلن
-
گذارندن دوره پرواز فلایت چک
-
آموزش خلبانی به دانشجویان در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیته انقلاب اسلامی، نیروی دریایی، جهاد سازندگی و شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران و خدمات هوایی آسمان و سایر ارگانهای مملکتی
-
شرکت در پروازهای دیده بانی در جنگ تحمیلی
-
حضور فعالانه در دوران جنگ تحمیلی
-
متاهل دارای دو فرزند

 

***اسوه صبر ، مقاومت و ایثار، در 8 سال دفاع مقدس، مادر و همسر نمونه(حوزه علمیه خواهران)
*
خانم بتول جنیدی

-
مادر شهیدان نصراله، محمد و رضا جنیدی و مادر جانباز
-
همسر حجه الاسلام و المسلمین حاج آقا ابوالشهدا جنیدی
-
مؤسس مدرسه علمیه فاطمیه (س)
-
خیر مدرسه ساز
-
عضو فعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی
-
مبلغ و مروج دین اسلام و امر به معروف و نهی از منکر در سطح روستاها و شهرها
-
همکاری با دانشگاه ها – کمیته امداد – بسیج و کمیسیون امور بانوان

 

***مبارز نستوه و خستگی ناپذیر در عرصه ستیز با رژیم منحوس پهلوی، مادر و همسر نمونه (تهران)
*
خانم مرضیه حدیدچی دباغ

-
مبارز نستوه در رژيم منحوس پهلوي
-
همرزم شهید چمران
-
تحصیلات علوم دینی تا سطح (شرح لمعه(
-
متاهل و دارای 8 فرزند
-
فعال در عرصه های اجتماعی – سیاسی و فرهنگی
-
مسئول حفاظت حضرت امام و بیت ایشان در نوفل لوشاتو
-
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
-
سفیر حضرت امام خمینی درگروه اعزامی به شوروی سابق
-
مسئول بسیج خواهران
-
نماینده 3 دوره مجلس شورای اسلامی
-
قائم مقام و از مؤسسین جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران
-
خانم مرضیه حدیدچی (دباغ) از جمله زنان مسلمان و پیشرو در مبارزه است که آگاهانه معتقدانه پا به میدان مبارزه گذاشت و متحمل شکنجه های سخت و کشنده ساواک و زندانهای مکرر و دوری از همسر و فرزندان گردید و در این راه زینب گونه صبر و مقاومت کرد.

 

***اسطوره ایثار، مادر و همسر نمونه (استان اردبیل(
*
خانم شکوفه ابراهیمی

همسر شهید اسماعیل یعقوبی و دارای 7 فرزند
فرزند بزرگ ایشان در زمان شهادت پدر (در سن 29 سالگی در جزیره مجنون) 10 ساله بوده
از افتخارات ایشان فرزندانی موفق :
-
فاطمه یعقوبی - پزشک عمومی
زهرا یعقوبی - لیسانس مدیریت بازرگانی
مینا یعقوبی - دندانپزشک
معصومه یعقوبی - فوق لیسانس معماری
زیبا یعقوبی - مهندس منابع طبیعی
مریم یعقوبی - مهندس عمران
یگانه پسر ایشان - مهندس عمران

 

*** اسوه مقاومت و ايثار و از خود گذشتگي ، همسر و مادر نمونه (خراسان رضوی)
*
خانم زهرا فروتن

-
تحصيلات : ديپلم
-
شاغل در وزارت آموزش و پرورش ) فرهنگي(
-
همسر شهيد سيد علي حسيني
-
خواهر شهيد محمد فروتن
-
داراي 5 فرزند كه بزرگترين و كوچكترين فرزندانشان در زمان شهادت پدر 11 ساله و 3 ساله بوده است.
افتخارات فرزندان:
1.
اعظم حسيني – فوق ليسانس ادبيات فارسي دانشگاه مشهد
2.
اكرم حسيني – دكتري معماري دانشگاه تهران
3.
مهدي حسيني – دكتري دندانپزشك دانشگاه مشهد
4.
رضا حسيني – فوق ليسانس معماري دانشكده يزد
5.
محمد حسيني – مهندس كامپيوتر دانشگاه مشهد

 

***موفق در عرصه های علمی اسوه صبر و مقاومت، بانوی نمونه (استان خوزستان)
*
خانم صغری طالب پور

-
فرزند شهید، خواهر شهید، خواهر جانباز 50%
-
جانباز 70%
-
دارای مدرک دکترای داروسازی (لازم به توضیح است که ایشان تحصیلات خود را پس از جانبازی از سیکل شروع کرده و در حال حاضر چند سالی است که داروخانه بسیار فعالی درسطح شهرستان دزفول اداره می کند.(
-
معرفی به عنوان بانوی نمونه در سمینار آیه های ایثار
-
حضور فعال در عرصه های اجتماعی و سیاسی

 

***مظهر عشق ايثار، همسر ومادر نمونه و فداكار (استان تهران(
*
راضيه بوباش

-
همسر جانباز شايسته فر (پس از 24 سال جانباز شايسهت فر به درجه رفيع شهادت نائل آمدند(
-
ليسانسيه پرستاري از دانشگاه شهيد بهشتي
-
مدرس در آموزش و پرورش و استاد حوزه
-
داراي 3 فرزند (2 دختر و يك پسر)

افتخارات:
خانم راضيه بوباش با نهايت عشق و ايثار بدون هيچ كمك و ياوري ، تنها با استعانت از خداوند متعال به مدت 24 سال داوطلبانه از همسر مراقب نمود، ايشان به منظور انجام اين مهم به تحصيل در رشته پرستاري پرداخت.
تربيت فرزندان نمونه:
-
دختر بزرگ : دانشجوي فوق ليسانس الكترونيك و حافظ قسمتي از قرآن
-
دختر كوچك: محصل اول دبيرستان و حافظ كل قرآن
-
يگانه پسر: محصل اول دبيرستان، رتبه برتر، مرحله ابتدايي المپياد رياضي

 

*** بانوی موفق در حوزه صنعتی، فنی و تحقیقاتی (وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح)
*
خانم معظمه آقالو

-
لیسانس برق با گرایش الکترونیک
-
مهندس طراح سخت افزار و نرم افزار در سازمان صا ایران و صنایع مخابرات
-
کارشناس نمونه واحد تحقیقات تاکتیک
-
کسب رتبه دوم مراکز تحقیقاتی سامانه محور (نوآوری تولید محصولات جدید نیروهای مسلح)
-
کسب رتبه اول حوزه صنعتی فنی جشنواره زنان متخصص وزارت دفاع سال 84
-
انجام فعالیتهای صنعتی و فنی تحقیقاتی در سطح گسترده و موفق
-
کسب موفقیت در پروژه های نظامی

 

***بانوی فرهیخته جهان اسلام (تهران)
*
خانم طاهره صفارزاده

-
شاعر، نویسنده و استاد برجسته دانشگاه تهران
-
برجسته ترین چهره زن مسلمان و نخبه جهان در سال 2005 )توسط سازمان نویسندگان آفریقا و آسیا)
-
اخراج شده از دانشگاه به حکم ساواک (به دلیل به اشعار درآوردن نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر(
-
دارای مراتب عالی علمی و مبارزاتی
-
نویسنده کتاب سفر عاشقانه
-
مؤلف کتاب ترجمه مفاهیم بنیادی در قرآن مجید
-
مترجم قرآن مجید به زبان انگلیسی
-
مؤسس مرکز اسلامی آموزش هنر (امروز این مرکز حوزه هنری نامیده می شود(

 

***سمبل ایمان و استقامت (شهرداري تهران)
*
معصومه آباد

-
دکتری جنین شناسی
-
اسیر جنگی در زندان الرشید و ابوغریب بغداد سال 61 – 1359
-
اسیر در اردوگاه انبر 62- 1361
-
دریافت کننده لوح تقدیر به عنوان برترین مؤلف در حوزه ایثار و شهادت
-
مسئول درمانگاه برون مرزی مهاجرین جنگ تحمیلی 67 – 1365
-
مسئول بخش زایمان بیمارستان نجمیه 76- 1372
-
مدیر مسئول مؤسسه فرهنگیهنری بروج
-
مدرس در دانشگاه شاهد و نماینده ولی فقیه در بیمارستان نجمیه
آثار تألیفی :
-
دوره درهای بسته روایت فتح
-
پرنده های کاغذی حوزه هنری
-
خاطرات اسارت حوزه هنری
-
بدن من چگونه کار می کند (ده جلد) بروج
-
من و حاملگی هفته به هفته بروج

 

***بانوي فعال در عرصه هاي سياسي، اجتماعي ، علمي و پژوهشي
پرستار شهيد چمران و شهيد فياض بخش
*
خانم نجمه کربلائی نوروز

-
دارای کارشناسی رشته مترجمی زبان آلمانی
-
شاغل در سفارت جمهوری اسلامی ایران
-
فعال در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی در اکیپهای سایر پارتیزانی سال 1365 – 1357
-
پرستار شهید چمران و شهید فیاض بخش
-
فعال در جهاد سازندگی و کمیته امداد امام خمینی(ره)

-عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا
-
مشارکت در پروژه امداد و دارورسانی سفارت ج.ا.ا به ایران اسلامی برای جبهه های حق علیه باطل
-
مؤسسه تیم ورزشی بانوان مسلمان کشورهای اسلامی مقیم آلمان
-
همکاری در راه اندازی بیمارستان افلاطونیان یزد توسط پروفسور (الحسنی) مسلمان شعیه عراقی با آقای دکتر افلاطونیان
-
همکاری در ساخت فیلم فعالیتهای زنان مسلمان ایرانی بزبان آلمانی
-
راه اندازی و شرکت در راهپیمایی های حمایتی از جمهوری اسلامی ایران
-
راه اندازی مراسم های مذهبی، فرهنگی و سیاسی با نظارت نماینده مقام معظم رهبری در اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اروپا
-
عضویت در کانون دانش آموختگان مسلمان اروپا
-
عضویت در انجمن زنان پیرو اهل بیت
-
عضویت داوطلب آزاد هدایتی هلال احمر جمهوری اسلامی ایران
-
همکاری با امور زنان دانشگاهی آزاد اسلامی
-
همکاری با دفتر امور زنان سپاه و مدیر پروژه آموزشی اوقات فراغت دختران خانواده سپاه
-
مؤسس خانه محله سرچشمه و مدیریت اجرائی آن
-
مدیر خانه محله ناصر خسرو
-
مدیر خانه فرهنگ بهار
-
همکاری با استانداری استان کرم درخصوص طرحهای کمک رسانی به شهرستان زلزله زده بم و طرح اسکان موقت بم (این طرح مورد توجه مقام معظم رهبری و مسئولین قرار گرفت(
-
مدیر پروژه شرکت پیش ساخته سازان مهرسا در بم

 

***جلوه مقاومت، ایثار و عشق به انقلاب (تهران(
*
خانم امینه وهاب زاده

-
جانباز 70% جنگ تحمیلی
-
دارای 1 فرزند
-
مبارز نستوه در زمان رژیم منحوس پهلوی
-
شکنجه دیده ساواک (به مدت 9 سال به طور متوالی(
-
امدادگر در جبهه های جنگ
-
فعال در عرصه های اجتماعی – فرهنگی – سیاسی
-
فرمانده پایگاه مسجد امام خمینی ره
-
مسئول ناحیه اکباتان در دوره های انتخاباتی شورای نگهبان

 

 

***پروانه وار می سوزد و امیدوار زندگی می کند (مهردشت(
*
خانم پروین کریمی

-
جانباز 70% جنگ تحمیلی
-
اهل تسنن
-
همسر جانباز
-
در زمان جنگ تحمیلی 10 تن از اعضا خانواده بانو پروین کریمی شهید و مابقی جانباز 20 % الی 70% هستند.
-
بانو پروین کریمی در زمان جنگ تحمیلی بر اثر بمباران شیمیایی دشمن دچار مصدومیت شدید شده و چند ماه در کما بودند، درحال حاضر ایشان با یک ریه مجروح و با سختی با امید به خدا و عشق به همسر و فرزندان زندگی می کنند.

 

***مادر، شکوه مهربانی، تفسیر ایثار (استان اصفهان)
*
خانم اشرف ابراهیم زاده

-
دارای مدرک سیکل
-
متأهل و دارای 8 فرزند
-
مادر جانباز شهید محمدتقی طاهرزاده
-
جانباز شهید محمدتقی طاهرزاده (ملقب به زیبای خفته) بر اثر موج انفجار از سال 67 تا 84 به مدت 17 سال در کما بود، ، تنها علامت حیاتی این شهید در آن سالهای پر از انتظار بزرگوار چشمان باز و بسته اش در هنگام خواب و بیداری بود، بانو اشرف ابراهیم زاده پروانه وار به دور شمع نیمه خاموش فرزند دلبندش می گشت و می سوخت تا سرانجام پرتو شمع وجود نازنینش در سال 84 به سمت ملکوت اعلی شعله کشید و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

***شیرزن تاریخ انقلاب اسلامی ایران (تهران)
*
خانم عفت عسگری (افراسیابی)

-
مادر 5 شهید بزرگوار، ابراهیم، اسماعیل، امیر، جواد، علیرضا (شهدای قبل و بعد از انقلاب و 2 جانباز حاج محسن و حاج حبیب افراسیابی).
-
بانو عفت عسگری با پرورش فرزندانی با ایمان، شجاع و سلحشور خدمت بزرگی به ایران اسلامی نمود، این مادر بزرگوار برای حفظ اسلام و وطن از علائق و دلبستگی مادری خود گذشت و پسران دلبندش را قبل از انقلاب برای مبارزه با رژیم منحوس پهلوی و بعد از انقلاب برای حفظ زن و دفاع از خاک وطن به میادین جبهه و جنگ گسیل داشت و در این راه زینب گونه مقاومت نمود.

 

ادامه رو هم دوست داشتید بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط گل دختر  | 

گرد هم آیی

بعد از یک شبانه روز تفکر هنوز به این نتیجه نرسیدم که در مورد گرد همایی وبلاگ نویسان قرآنی که دیروز از طرف دفتر توسعه وبلاگ دینی برگزار شد چه بنویسم . با دیدی موشکافانه همین سوژه اصلی میشه که آیا این گرد همایی حرف تازه ای هم برای گفتن داشت؟ درسته که سه گل دختر وبلاگ نویس پایه پیدا کرده بودم و از اول تا یه خط مونده به آخر برنامه مشغول چانه زنی بودیم و فقط موقع رسیدن به قسمتهای حساس که ممکن بود وبلاگ نویسی کشف و شناسایی بشه ساکت می شدیم ؛ با این حال هر از گاهی نگاهی به سخنران می انداختم و گوشی تیز می کردم بلکه حرف نابی  دستگیرم بشه که نشد .

یکی از دخترهای وبلاگ نویس گیـــــر داده بود که اینها قبلا به من اطلاع نداده بودند تا پشت تریبون برم و سخن برانم . می خواست در همین باب در وبلاگش عوض سخن ، مطلب برانه و انتقاد کنه که به لطف خدا فرصت ابراز وجود برای ایشون میسر شد و ازشون ممنونم که به نمایندگی از دختران وبلاگ نویس صحبت فرمودند و یاد و خاطره ما را در این همایش سراسر مرد و عبا و عمامه گرامی داشتند ! بماند که بعد از جلسه با کم لطفی یکی از حضار وبلاگ نویس در وبلاگشون مواجه شدیم که احساسات فمینست گرایانه ما رو اکتیو می کنند . پاسخ به این برادر گرامی رو در قسمت نظرات وبلاگشون درج کردم و این جا رو منزه از هر گونه کشمکش های قومی قبیله ای اعلام می دارم .

کلا گرد هم آیی پاستوریزه ای بود . هر چقدر دنبال سوژه ناب گشتم ، هر چقدر لنز دوربین رو گردوندم بلکه کسی را در حال خبط و خطایی بجویم ، حتی راه های منشعب به انتهای سالن رو وارسی کردم ، خیلی تمیــــز ، بی دردسر ، بی جنجال . اینقدر تمیـــــز که جلوی ما چهار وبلاگ نویس محترمه ، سه عدد سطل زباله مشغول تعظیم بودند .

 

سخنرانی ها هم نرمال ، ریلکس ، بدون ایده جدید ، تریبون آزاد که البته از فرط آزادی به میکروفن بی سیم مبدل شده بود هم خالی از سخنان داغ بود .

فقط در یک لحظه در اوایل همایش خیلی احساس شخصیت کردم ، اونم وقتی بود که جناب منبر نت به حضور محترم دختران مشرف شدند و فرمودند که تاخیر ربع ساعتی شروع همایش رو سوژه وبلاگ نکنند و منتقد این امر نشوند و به دختران گفتم کیـــــف کنید که چقدر از قدرت قلم شما می ترسند و بنده خدا نمی دانست که همین تذکر انضباطی هم نکته جالبی است .

به قول یکی از سخنرانان همایش : وقتی که در ماه مبارک رمضان حااالـی پیدا کردید و وبلاگتون رو آپدیت کردید ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید .

راستی امروز صبح هم آموزش عملی وبلاگ نویسی برای خواهران بود و البته چهارشنبه صبح هم بود و دو جلسه هم قبلش جلسه تئوری بود و البته قبل ترش نمایشگاه طلیعه ظهور بود و غرفه وبلاگ های مهدویت دفتر توسعه وبلاگ دینی و قبلش.... اِ اِ اِ چرا زمان داره به عقب برمی گرده؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 شهریور1385ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط گل دختر  | 

دژ جامعه

دیروز یه نفر حین چت با تعجب ازم پرسید : مگه دخترا هم طلبه می شن؟!

گفتم بابا ، اختیار دارین . اونجایی که ما درس میخونیم چند هزار تا دیگه هم کیش ما هست . از 50 تا کشور جهان طلبه دارن . برای خودش عالمی داره جامعه الزهرا . مثل یک شهر کوچیکه . ساختمون اداری ، مهد کودک ، همه رقم کلاسها و دوره های آموزشی ، مراکز تحقیقاتی و کتابخانه و پژوهشگاه . خیابونهایی که آسفالت شده و اسم هم دارن . یه خوابگاه بزرگ که هنوز برای من مجهول الهویه هست . فروشگاه و کتابفروشی که خوابگاهی ها رو از خرید کردن بیرون از جامعه الزهرا بی نیاز می کنه .

یه حیاط با صفا ، مزین به انواع گل و بلبل و نیمکت و  چمنی که به سختی میشه تو بوستانها ( یعنی در واقع زمین های بیابان زدایی شده ) ی قم پیدا کرد . دو سه تا حوض بزرگ با فواره که وقتی روشنش می کنن و صداش داخل کلاس هم میاد موسیقی متن صحبتهای استاد میشه . یکی بهم می گفت شنیدم میرن توی اون حوضها شنا ... گفتم : واااااااا . چه حرفا !

جامعه الزهراء

طی تفکراتم به این نتیجه رسیدم که اداره جامعه الزهرا دو اصل کلی داره .

----------------------------------------------------

 

1-       اصل اشکال شرعی . مصادیق : در فصل بهار ، نوشته ای بر روی دیوار ها و نزدیک باغچه ها ->چیدن گلها اشکال شرعی دارد . باور کنید حتی یک ساقه بدون گل ندیدم . با اینکه بوی خوش گلها همه رو مست می کرد و رنگهای زیباشون هر دختر صاحب ذوقی رو به وجد می آورد .

 کاغذی که روی آسانسورها زدن -> سوار شدن بیش از 12 نفر اشکال شرعی دارد . ( توجه کنید به علت سیل کثیر خواهران طلبه آسانسورهای جامعه الزهرا مثل آسانسورهای بیمارستانها هست و برانکارد هم توش جا میشه !)

امروز می خواستم سر کلاس شکلات بخورم ، ترسیدم اشکال شرعی داشته باشه ! بعد میشه لقمه حروم ، با خون و گوشتم آمیخته میشه و دیگه به کمال نمی رسم !

دسته های صندلی تمیــــز تمیـــــز . حتی یه تقلب کوچیک هم روش نمی بینی . خب گاهی پیش میاد خودکار آدم نمی نویسه مجبوره روی دسته صندلی جایی امتحانش کنه . مجبوره دیگه !  اما نفوذ  معنوی اینقدر بالاست که حتی در خفا هم حاضر نیستم همچین کاری بکنم .

----------------------------------------------------

 

2-       اصل اعتماد : همه به هم اعتماد متقابل دارن . امتحان های هفتگی رو نماینده امتحانی و بدون حضور استاد برگزار می کنه . بچه ها خودشون برگه ها رو تصحیح می کنند و نمره ها رو وارد می کنند . اگه بری فروشگاه و مقدار پولی که طلب داشتی رو یادآوری کنی ازت دلیل و مدرک نمی خوان . اگه بری کتابخونه و بگی جریمه دیر کرد کتاب رو قبلا دادی قبول می کنن . نتیجه این اعتماد هم آرامش هست . آرامشی که طلبه ها از اعتمادی که بهشون دارن بدست می آرن و آرامشی که مسئولان از حذف وظایف زاید دارن .

----------------------------------------------------

 

از برادرم شنیدم بهش میگن دژ جامعه . بدک نمی گن . با اون دیوارهای بلندش و ورودی و خروجی های سخت گیرانه اش کم از دژ نیست .

امروز استاد صرفمون ده دقیقه ای تاخیر داشت . وقتی علت رو جویا شدیم به جای اینکه بگه از سرویس جا موندم گفت : امروز سرویس جا موند !

ولی برای من امروز سرویس جا نموند و استثنائاً توفیق همراهی ام رو داشت . و این مهم نشانه این بود که من امروز ده دقیقه زودتر به  کلاس جامعه الزهرا می رسم . چون مسیر زیادی که باید از در ورودی تا در کلاس رو پیاده برم سرویس جان متحمل شدن .

وارد ساختمون که شدم دخترها داشتند  با هم دعای عهد را از حفظ میخواندند . برنامه هر روز هست ولی من معمولا نمی رسیدم . ترم قبل ، از اینکه حفظ نیستم خجالت می کشیدم والکی لبهام رو تکون می دادم ولی این ترم کمال هم نشین در من اثر کرد ! خیلی قشنگ می خوندند . باید پیشنهاد بدم یه گروه کر دعای عهد از خواهران طلبه جامعه الزهرا تشکیل بدن ! دقیقا مثل اون نواری که نه اسمشو می دونم نه نشونی ازش دارم که بگم بهتون .

« دژمون رو دوست دارم . فقط اگه یه ریزه دیوارهاش کوتاه تر بود تا نسیم اون ور دیوار هم بهشون می خورد و فکری به حال فضای بگیر ، ببند جامعه مدنی هم بودند بهتر بود »

سعی کردم خیلی ساده بنویسم . چون همین ساده های من لااقل برای همون جناب که ذکر خیرش در اول متن بود می تونه جالب باشه . چون خواهر طلبه ای که در مورد فضای طلبگی خواهران وبلاگ بنویسه انگشت شماره و شاید این حرفا جدید باشه . آخ که چقدر من اینجا غریبم !! انشاالله کلاسهای آموزشی وبلاگ  نویسی دفتر توسعه وبلاگ دینی منو از غربت نجات بده .

تمام نت رو زیر و رو کردم ولی نتونستم عکس جالب توجهی از جامعه الزهرا پیدا کنم . لذا دست به دوربین شدم و خودم عکس گرفتم . جایی ندیدم نوشته باشه عکس گرفتن اشکال شرعی دارد !

 اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا .

جامعه الزهراء

در ادامه مطلب هم می تونید متنی رو که خیلی خیلی ساده در مورد ورودم به جامعه الزهرا نوشتم بخونید . یحتمل فقط خواص می رن سراغش .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 شهریور1385ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط گل دختر  |