زنان بی ادعا
1- در مورد جامعه الزهرا و دعای عهد ، قریب ساعت 2 صبح بود که وبلاگ آپدیت کردم و ساعت نه صبح همان روز همان دعای عهدی که وصفش کردم و دو ساااال تمام بود که دنبالش بودم به دستم رسیـــــد ... یعنی خدا هم از بازدیدکنندگان وبلاگم هست . هو معکم این ما کنتم ( حتی تو وبلاگ !) مرســـــی خدا ... کامنتت رسید ، اونم mp3 .
2- چهارشنبه گذشته اولین جلسه کلاس تربیت بدنی 1را داشتیم در جامعه الزهرا . قرار بر این بوده که دو ساعت کلاس داشته باشم که به علت ضیغ (ضیق؟ذیغ؟ ذیق؟زیغ؟زیق؟) وقت به یک ساعت تقلیل یافته و یک ساعت دیگرش را مدیونیم . به عبارت بهتر اگر یک ساعت در منزل به نیت کلاس تربیت بدنی 1 جامعه الزهرا و قربت الی الله ورزش نکنیم اشکال شرعی دارد !
3- وبلاگم هم از خیر جامعه آپ میشود ، بس که همه زندگی مان طلبگی شده ! امروز که وارد ساختمان جامعه الزهرا شدم با دکور زیبایی به مناسب هفته دفاع مقدس مواجه شدم . از امکانات موجودتمام بهره را برده بودند و البت به شیوه ای دخترانه . پوستر شهدا ، سنگر ، ، سربند ، پلاک ، پاپیون های چفیه ای ، نمایش فیلم مربوط به دفاع مقدس با دستگاه ویدئو پروژکتور ، نمایشگاه کتاب دفاع مقدس .... همه این دکور در راهرو بود و حال و هوای خاصی به ورودی ساختمان داده بود و من به شخصه تا وارد آن محیط شدم سر گیجه گرفتم و به حس حال جبهه رفتم و کربلای جبهه ها یادش بخیر و کجایند مردان بی ادعا و زنهاشون؟! .... باشه، باشه . حتما تو این حس و حالهای عرفانی دعاتون می کنم !
